قالب وبلاگ قالب وبلاگ

بلتستانی ، baltstani
 

به وبلاگ من خوش آمدید
 

سوال : پیغمبر اسلام (صلی اللہ علیہ وآلہ وسلم ) نے محلم بن جثامہ پرکیوں لعنت کی؟


جواب : محلم بن جثامہ مسلمانوں کے گروہ کے ساتھ جس میں ابو قتادہ بھی تھے، جہاد کے لیے مدینہ سے باہرگئے ، جیسے ہی یہ لوگ وادی”اضم “ پہونچے ، تو عامر بن اضبط اشجعی جو کہ اونٹ پر سوار تھا انکے قر یب سے گذرا اور اس نے مسلمان ہونے کے عنوان سے ان کو سلام کیا ، چونکہ محلم بن جثامہ اور عامر کے درمیان پہلے سے کچھ اختلاف تھا ، لہذا اس نے عامر پر حملہ کردیا اور اس کو قتل کردیا اوراس کا اونٹ ودیگر سامان وغیرہ بھی لے لیا ، جب یہ لوگ وآپس پیغمبر اسلام (صلی اللہ علیہ وآلہ وسلم )کی خدمت میں حاضر ہوئے اور یہ خبر عام ہوئی ، تو اس وقت ان کے متعلق یہ آیت نازل ہوئی (یا اٴَیُّہَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فی سَبیلِ اللَّہِ فَتَبَیَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ اٴَلْقی إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً )(۱)ایمان والو جب تم راسِ خدا میں جہاد کے لئے سفر کرو تو پہلے تحقیق کرلو اور خبردار جو اسلام کی پیش کش کرے اس سے یہ نہ کہنا کہ تو مومن نہیں ہے)
تفسیر ابن کثیر میں ہے کہ پیغمبر اسلام (صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم ) نے اس سے فرمایا کہ خدا تجھے معاف نہیں کرئے گا (۲) (۳) ۔

______________________
۱۔ اسد الغابہ : ج ۴ ، ص ۳۰۹ ، سوٴرہ نساء : ۹۴
۲۔ تفسیر ابن کثیر : ج ۱ ، ص ۵۳۹
۳۔ سیمای عقائد شیعہ ، ص۳۴۴





طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 آبان 1389 توسط irshad hussain

بلتستان در شمال پاكستان در مرز هندوستان قرار دارد. و در پنج بخش سكردو، خپلو، كهرمنگ، شگر و روندو تقسیم می‌شود كه در گذشته در هر بخش حاكمان جداگانه‌ای حكومت می كردند. در سكردو، روندو و كهرمنگ خاندان مقپون ، در شگر خاندان اماچه و در خپلو خاندان یبگو حكومت می كردند.

بلتستان در دوره های مختلف تحت حكومت های چین، تبت و هندوستان بودند و زمان برای خود حكومت مستقل داشتند. خصوصا در قرن یازدهم هجری در زمان علی شیر خان انچن حكومت بلتستان یك حكومت مقتدر و قوی بود كه شامل كرگل،‌ لداخ، گلگیت تا چترال بود.

 در 1840 میلادی این منطقه تحت حكومت دوگره جمون در آمد. و تا آزادی پاكستان تحت دوگره بود. بعد از آزادی پاكستان مردم منطقه خودشان با حكومت دوگره نبردی سختی نمودند و بلتستان را از چنگ سیك‌ها آزاد نمودند و با حكومت پاكستان ملحق شدند و تا امروز تحت حكومت پاكستان قرار دارد ولی از لحاظ سیاسی حقوق شهروندی پاكستان را دارا نمی باشد.

بلتستان به همراه پنج مناطق دیگر شمال پاكستان ( گلگیت، چلاس، ‌استور، دیامیر و غذر) تحت حكومت مركزی پاكستان اداره می‌شود و برای خود یك شورای محلی است كه نمایندگان این شوری با رأی مردم منتخب می‌شوند.

قبل از اسلام در این منطقه ادیان مختلف از جمله زدتشت، بون چهوس، بودایی و رائج بوده‌اند. قبل از آمدن اسلام همه مردم منطقه بودایی بودند. كه در قرن هشتم هجری اولین مبلغ امیر كبیر سید علی همدانی از كشمیر به این منطقه سفر نمودند و مردم را به دین اسلام دعوت نمودند. مردم این منطقه به همراه حاكمان بخش های مختلف اسلام را قبول كردند. او در منطقه مساجد و خانقاه‌های زیادی را درست كردند كه بعضی از آنها در حال حاضر نیز به نام او باقی است كه از جمله آنها جامع مسجد چقچن خپلو است و دیگر خانقاه گمبه سكردو است كه خیلی معروف است.

سید علی همدانی یك عالم و عارف و سیاح معروف بود كه چندین سفر در گوشه های مختلف جهان داشته اند. و صاحب تالیفات زیادی است. از جمله كتابهای وی مودة القربی و ذخیرة الملوك است.

بعد از سید علی همدانی بقول بعضی از محققین سید محمد نوربخش قهستانی به این منطقه آمدند و تبلیغ اسلام نمودند. كه مردم تا حالا به او تقلید می كنند و نوربخشیه می گویند. ولی این گفته محققین دلایلی كافی ندارد و با نظر به حالات زندگانی او این نظره رد می‌شود. كه ایشان در آن زمان در تبعید بودند و بعد از مرگ میرزا شاهرخ نیز به گفته محققین و مورخین او در ری سكونت اختیار نموده و مشغول تدریس و تربیت شاگردان بوده است.

سید محمد نوربخش قهستانی یك عالم و مجاهد و مبارز و یك فقیه بزرگ بود كه صاحب ده ها عنوان كتاب است و معروف ترین كتاب وی فقه احوط و اصول اعتقادیه است. دیگر كتاب وی كشف الحقیقت كه حاوی اشعار وی است.

 بعد از سید علی همدانی 200 سال وقفه در تبلیغ در این منطقه افتاد. در این زمان تعدادی زیادی از مردم به دین قبلی خود برگشته بودند. كه میر شمس الدین عراقی معروف به بت شكن به این منطقه سفر نمودند. میر شمس الدین مردم را به دین اسلام دعوت نمودند و بت خانه ها را خراب نمودند و به جان آنها مساجد و خانقاه ها ساختند. و از زمان او آئین بودایی در این منطقه از كاملا از بین رفت. و دین مبین اسلام تا امروز در این منطقه رائج است.

میر شمس الدین عراقی در كشمیر به علت درگیری با سید محمد بیهقی مجبور به مسافرت به بلتستان شد كه این باعث شد كه منطقه بلتستان دوباره به طرف اسلام رو كرد.

 بعد از میر شمس الدین عراقی مبلغان زیادی به این منطقه آمدند و در مناطق مختلف بلتستان زندگی نمودند و مردم را راهنمائی نمودند كه آثار آنها در مناطق مختلف بلتستان گویای زحمات فراوان آنها است.

از جمله این مبلغان برادران طوسی سید محمود طوسی،‌ سید علی طوسی، سید ناصر طوسی،‌ سید حیدر طوسی، میر عارف و میر ابو سعید و فرزندان او در منطقه معروف است. و بعد از آنها شاگردان آنها كه علماء محلی است نقش زیادی را ایفا نمودند. و در مناطق لداخ، پوریگ، گلگیت، هنزه و استور نیز آنها تبلیغ نمودند.

در این كار علماء محلی همكاری و نقش حكمرانان نیز خیلی زیاد است. كه در پایان نامه به بعضی از آنها اشاره نموده‌ام.

جمعیت بلتستان قبل از 100 سال پیش خالص شیعه و محب اهلبیت E بودند. ولی با آمدن عالم سنی بنام ملا محمد بنام ملا محمد عمر سمرقندی به این منطقه تبلیغ اهل سنت شروع شد. در زمان او دو نفر از شاگردان مذهب وی را قبول كرد و آنها در مدارس اهل سنت و اهل حدیث ادامه تحصیل دادند و بعد از برگشت در بلتستان كار تبلیغ را شروع كردند و تعدادی زیادی را با تطمیع به تبدیل مذهب آماده كردند. كه امروزه تعداد زیادی از مردم تبدیل مذهب نموده و جمعیت آنها زیاد شده است.

امروزه جمعیت بلتستان 85 درصد شیعه، 10 درصد صوفیه امامیه نوربخشیه و 5 درصد اهل سنت و اهل حدیث می‌باشند. اسماعیلیه و مسحیت نیز در این مناطق مشغول فعالیت هستند ولی تا حال كسی از منطقه آنها را قبول نكرده است.

نوربخشیه كسانی است كه از سید محمد نوربخش قهستانی تقلید می كنند و در عقائد با شیعیان فرقی ندارند ولی در بعضی موارد در فروعات با شیعه اختلافات دارند. در بلتستان در منطقه خپلو بیشتر نوربخشیه هستند ولی در مناطقه دیگر نوربخشیه در اقلیت هستند. در آنطرف مرز در دراس و نوبراه نیز تعدادی زندگی می كنند. امروزه از بلتستان به مناطق دیگر برای كسب معاش رفته و در آنجا زندگی می كنند و مساجد و مراكز دینی بنا نموده اند.

نوربخشیه در گذشته نزدیك باهم متحد و متفق بودند و میان آنها اختلافات و درگیری نداشتند اما متاسفانه با ورود وهابیت و كشاندن جوانان نوربخشیه به مدارس اهل حدیث و با فارغ التحصیل شدن آنها شبهات مختلف بین نوربخشیه شایع شد و رفته رفته نوربخشیه را به دو گروه سر سخت صوفیه امامیه نوربخشیه و صوفیه نوربخشیه تقسیم نمودند. و یك گروه دیگر كه به نام همدانی معروف است. در منطقه شگر بیشتر است.

دیگر اینكه در منطقه بلتستان تعداد قابل توجهی از نوربخشی ها به وهابیت گرایش پیدا كرده و وهابی شده است.

مبلغان نخستین و شاگردان آنها در منطقه آثار زیادی باقی گذاشته‌اند كه امروزه نیز باقی است. در بلتستان نسخه های خطی كتب عربی و فارسی زیادی پیدا می‌شود كه بعضی از آنها نسخه‌های خیلی قدیمی و مهم است كه خیلی نارد یافت می‌شود. مساجد و خانقاه‌های زیادی كه با دست مبلغان ساخته شده است در مناطق مختلف امروزه نیز نشان دهنده زحمات و تلاش آنها در بلتستان است. كه در پایان نامه آنها را بیان نموده‌ام. و همراه آنها تصاویر آنها نیز آوردم.  






طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 آبان 1389 توسط irshad hussain

رسم الخط و زبان فارسی

بعد از ترویج دین مبین اسلام در بلتستان زبان فارسی كه زبان مبلغان ایرانی بوده در بلتستان رائج شد چرا كه تمام مبانی و احكام دین اسلام در عربی و فارسی است. و مردم برای یادگیری دین زبان فارسی را فرا می گرفتند. دروس و تبلیغ مبلغان در زبان فارسی بود. زبان اگی و رسم الخط آن در دوره قبل از اسلام رائج بود و كتب بودائی منطقه در این زبان بود متروك شد است و به جای آن كتب اسلامی و فارسی و عربی به خط فارسی و عربی جایگزین شد. به این ترتیب زبان فارسی زبان رائج مردم شد. و بالخصوص رسم الخط فارسی جای رسم الخط زبان اگی كه رسم الخط زبان محلی بوده گرفت. بعد از متروك شدن رسم الخط اصلی بلتی نوشته‌ها به زبان فارسی نوشته می شد و همچنین نامه ها و اسناد و مدارك دربار حكام محلی و كارهای اداری دولت نیز در زبان فارسی می شد. تا چندی پیش اكثر مردم با سواد با فارسی  آشنا بودند كه به علت تغییر زبان كتب درسی دولتی پاكستان و جایگزینی ماده زبان عربی به جای زبان فارسی دیگر مردم فارسی را از یاد بردند.

در اشعار شعرای بلتستان نیز كه در زبان محلی(بلتی) سروده شده است الفاظ فارسی فراوانی دیده می شود. هرچه زمان از ترویج اسلام در بلتستان می گذشت زبان فارسی در اشعار شعرا بیشتر می شد. كه امروزه هیچ كس قادر به سرودن شعر به زبان بلتی بدون استفاده از كلمات و الفاظ فارسی نیست. در اكثر قصائد و مراثی و منظومات و رباعیات و اشعار زبان بلتی كلمات و واژه های فارسی بسیار دیده می‌شود. و در برخی قصائد و مراثی چند بیت فارسی و چند بیت بلتی وجود دارد. بعضی از نمونه های از اشعار زبان بلتی شعراء بلتستان را درباره ائمه اهل بیت علیهم السلام سروده اند ذكر می كنیم.

1- قصیده مرحوم یبگو عنایت علی خان عنایت در شان امام موسی كاظم علیه السلام:

السلام ای حجت حق حامی شرع متین           السلام ای مقتدای مخلصین و مومنین

السلام ای روح بخش صابرین و متقین         السلام ای جان جعفر حجت جان آفرین

السلام ای موسی كاظم امام هفتمین

2- قصیده كاچو مراد درباره معصومین علیهم السلام:

بعد تحمید خداوند جهان نعت رسول              گویم و درپس آن منقبت زوج بتول

سر حق شیر حق و هم ید قدرت پو علی           وصی ختم رسل شاه ولایت پو علی

3- قصیدة حیدر خان اماچه درباره امام هشتم علیه االسلام:

قبلة حاجت روائی شاه علی موسی رضا      درد ها چكتوا دوائی شاه علی موسی رضا

لی چهوسی رگیمژهوی موتكنه رگوی خنمی شربی نیما

قفل گنج مصطفائی شاه علی موسی رضا

4- قصیده یبگو ظفر درباره امام حسن عسكری علیه السلام:

ایكه امام وصی وارث پیغمبری          ای شه عسكر ملك زانكه شده عسكری

غنچة باغ رسول سرو علی نه بتول       شاخ نقی تازه خل انمه گل جعفری

5- قصیده كاچو اسفندیار درباره حضرت عباس علمدار علیه السلام:

لی تهیقپه نا غیرتی اشی ادركنی               لی شیعه چوغی غدونی فلی ادركنی

كهورسید ینی سی لجید پو نئی ادركنی      برنگسید نیا رگیز گویكهه یری ادركنی

ای زاده شیر ازلی ادركنی

یا حضرت عباس علی ادركنی

معروف ترین شعراء زبان بلتی درج ذیل است.

بوا عباس شگر، بوا منصور، راجه حسین علی خان محب، بوا جوهر، كاچو شجاعت علی خان شجاع، كاچو عنایت علی خان عنایت، راجه محمد علی شاه صبا، كاچو اسفندیار، كاچو ظفر، راجه محمد علی خان ذاكر، آخوند خدایار، راجه امیر حیدر مخلص، راجه حسن خان بیدل، راجه حسین علی خان، سید باقر حسینی، سید طالب شاه رضوی، سید علی ممتاز، سید عون علی موسوی، سید نجم الدین ثاقب، راجه محمد علی خان غریق، اپی كلثوم، محمد علی خان واحد، محمد حسن حسرت، حشمت كمال الهامی، كاچو مراد علی خان كهرمنگ، سید اسد زیدی، غلام حسن حسنی، احمد علی غضواپا، سید فضل شاه، غلام حسین طالب، حكیم، سید خورشید، شیخ غلام حسین سحر و  راجه محمد علی بیدل و شعرای معروف دیگر بلتستان كه اكثر اشعار آنها در مدح اهل بیت علیهم السلام می باشد

 علاوه بر استفاده از واژه ها و كلمات فارسی شعراء بلتستان در زبان فارسی نیز اشعار و قصائد فراوانی سروده اند كه می شود در چند مجلد قطور آنها را جمع آوری نمود. و شعراء برجسته زبان فارسی در منطقه از قدیم بوده و در عصر حاضر نیز شعرائی موجود است كه به زبان فارسی شعر می سرایند. نام برخی شعراء معروف زبان فارسی بلتستان را نیز ذكر می كنیم. و بعضی از این قصائد و رباعیات را به عنوان مثال ذكر می كنیم

شعراء معروف فارسی زبان بلتستان

قبل اسلام فرهنگ بلتستان از نظر فرهنگی جایگاه خاصی نداشت. بعد از گسترش اسلام فرهنگ اسلامی توسط مبلغین اسلامی و ایرانی در گسترش یافت. كه بیشتر توسط همین مبلغین بوده آنها برای این كار از شعر نیز استفاده نموده و خودشان بهترین شعراء بوده‌اند.

 به مناسبت ایام ولادت باسعادت و وفات چهارده معصوم علیهم السلام بویژه واقعه جانسوز كربلا هر سال مراسم گوناگون برگزار می شود بالخصوص در محرم الحرام از اول تا اربعین حسینی علیه السلام  مجالس عزا برگزار می شود. و این برنامه ها از زمان ورود مبلغین شروع شده است.

در شاعری بلتی سه نوع شاعری متعارف است. 1- قصیده 2- مراثی 3- نوحه   

شعرای قدیم فارسی

میر نجم الدین ثاقب، سید ابوالعلی تحسین، میر سید علی رضوی متخلص به سید، سید فاضل متخلص به فضلی، راجه لطف علی خان عاشق، راجه شاه عباس سكردو، راجه حسن خان، كاچو مراد علی خان، آغا سید محمد خپلو، كاچو عنایت علی خان خپلو، كاچو حاتم علی خان حاتم خپلو، راجه محمد علی خان خپلو، بوا جوهر، ملا اسماعیل، راجه محمد علی خان غریق، ملا هادی و ...............

شعرای معاصر فارسی

راجه محمد علی شاه صبا، حشمت كمال الهامی ، یبگو شجاعت علی خان شجاع، شمیم بلتستانی، حاجی غلام حسن طالب، شیخ غلام حسین سحر و ................   

قصائد و اشعار فارسی شعراء بلتستان

1- قصیده از درویش و شاعر معروف بوا جوهر مرحوم درباره عید غدیر خم:

این عید غدیر است مبارك مبارك

این روز كبیر است مبارك مبارك

                                       روزیست چنین روز كه در سال ندارد

                                        عیدیست چنین عید بهر حال ندارد

هر روز باین روز كه امثال ندارد

هر عید چو این عید نكو فال ندارد

                          این عید غدیر است مبارك مبارك

                          این روز كبیر است مبارك مبارك

درباره این عید كه آیات كثیر است

خلقان جهان جمله ازین روز خبیر است

                                        من بعد نبی شیر خدا شاه و امیر است

                                        بر جمله خلایق ز بزرگی و صغیر است

                           این عید غدیر است مبارك مبارك

                           این روز كبیر است مبارك مبارك

این قصیده خیلی طولانی است به خاطر اختصار چند بیت را ذكر نموده‌ام.

2- قصیده از آغا سید محمد مرحوم خپلو در مدح امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام.

شه مشكل كشا امام رضا                مشكل آسان نما امام رضا

نونهال حدیقة  زهرا                     زبدة الاصفیاء امام رضا

مهر گیتی فروز آل عبا                  قدوة الاولیا امام رضا

زود برخیز ای غریب الوطن           بوطن رهنما امام رضا

3- قصیده كاچو مراد درباره امام چهارم سید الساجدین علیه السلام.

گو ثنای شاه دین شام و سحر ای پاك دین

زیب بخش عابدین كردش لقب جان آفرین

كشتی نوح كرده نسبت رحمةاللعالمین

آنكه مشهور است همنام امیر المومنین

نور عین سید شهداست زین العابدین

پادشاها هر غم و هم گر بسویم رو نهاد

از امید فضل تو غمگین نیم هستیم شاد

روز و شب با صدر جا گوئیم و با صد اعتقاد

حافظ هر مومنین و حامی خاطی مراد

نور عین سید شهداست زین العابدین

4- قصیده كاچو حاتم خان درباره شاه شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام.

السلام ای حجت حق زینت عرش برین   السلام ای زیب دوش رحمةللعالمین

السلام ای راحت جان امیرالمومنین          السلام ای مهد جنبان تو شد روح الامین

السلام ای سبط پیغمبر شه دنیا و دین

رحمت و لطف خدا مشحون شد در كربلا       لشكر كرو بیان مسكون شد در كربلا

شیعیان را التجا مسنون شد در كربلا              زانكه جسم اطهرت مدفون شد در كربلا

السلام ای سبط پیغمبر شه دنیا و دین

گرچه عصیانم بزرگ‌ست ای مه برج عطا        روز و شب دارم رحمتت چشم رجا

ای بدرگاه سخایت حاتم طائی گدا               روی احسان بر متاب از من بجان مصطفی

السلام ای سبط پیغمبر شه دنیا و دین

5- قصیده راجه محمد علی خان غریق درباره خاتون جنت حضرت زهرا سلام الله علیها.

بضعه ختم نبی معصومه عظمی است او        راحت جان علی صدیقه كبراست او

هل اتی شمسی است تابان بر سپهر مدحتش     نیر برج شرف از آیه قربی است او

در كتاب الله مراد ایزدی از انما        كیست جز اهل كسا زان مقصد اقصی است او

آن سراجی كرد روشن ظلمت افلاكیان        اسم پاكش میكند تبیین آن زهرا است او

ای غریق غم مترس چندین زسیل حادثات     چون درین دنیا و عقبی منفذالغرقاست او

بسیاری از شعرای قدیم خوشنویسان ماهر و زبردست بوده‌اند كه اشعار خود را به خط نستعلیق و شكسته نوشته‌اند. و حاكمان محلی علم دوست بودند چنانچه حاكم خپلو راجه محمد علیخان خوشنویسی به نام میرزا صفدر را به منطقه دعوت كرده و او قرآن كریم را به خط نفیس تحریر كرده است كه امروزه نیز در نزد خانواده آنها در خپلو نگهداری می شود. این قرآن كریم با تذهیب و خیلی زیبا و كم نظیر است.

   كتیبه های فارسی و عربی

 در اكثر مساجد و خانقاه های قدیمی كه در زمان مبلغان نخستین و علماء بعدی ساخته شده است كتیبه های عربی و فارسی فراوان یافت می شود. در درب و پنجره و دیوارها و سقف و این مساجد و خانقاه كنده شده است. عموم این كار ها خود مبلغین انجام داده اند. همین طور آیات و روایات و اسمای الهی و اسمای چهارده معصومین علیهم السلام منقوش و مكتوب شده اند. این هم تاثیر فراوانی بر فرهنگ محلی داشته است. این كتیبه ها بر دو نوع است اول بر دیوار و پنجره و سقف مساجد و خانقاه ها است و دوم در اماكن عمومی است مانند قلعه های حاكمان وغیره. بعضی از این آثار را به عنوان نمونه می آوریم.

فرهنگ و رسومات

قبل آنكه مبلغان اسلام به بلتستان بیایند فرهنگ و رسومات بلتستان بطور كلی بودائی بود كه مبلغان ایرانی فرهنگ و رسومات اسلامی و ایرانی را جایگزین فرهنگ بودائی و محلی كردند. این جایگزینی در ابعاد مختلفی تحقق یافت. حتی در نوع غذاها و پخت و پز غذاها نیز تاثیر گذاشت كه امروزه در بلتستان نام بعضی از غذا ها به فارسی است مانند كلوچه، آذوق، و غیره معروف است. و بسیاری از غذاهای متداول در بلتستان از ارمغان مبلغان ایرانی است. به خصوص آش رشته، كلوچه و غیره.





طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 آبان 1389 توسط irshad hussain

مبلغان نخستین چنانچه قبلا گذشت خودشان صاحب كتاب بوده اند و در مدت اقامت خود در بلتستان كتابهایی را تالیف نموده اند. و در بلتستان مردم از این كتابها نسخه برداری نموده و دست به دست تقسیم شده اند. در بلتستان آثار علمی زیادی از گذشتگان موجود می باشد و متاسفانه آثار و كتب زیادی را از بلتستان به علت عدم آگاهی مردم از این آثار گرانبها و تاریخی بیرون برده‌اند. طبق روایات محلی مولوی حشمت الله خان زمانی كه نماینده دولت دوگره كشمیر در بلتستان بود كتابهای زیادی را از بلتستان به همراه خود برده است. و همین طور بعدا نیز مردم كتابهای زیادی را به جهانگردان و دوره گرها فروخته اند. از جمله كتاب نفیس خطی شاهنامه كه در خپلو به حكم حاكم خپلو نوشته شده بود فرزندان آنها آن را به تازگی فروخته است. و طبق نقل استاد محترم سید محمد رضوی كتاب شگر نامه كه در ملكیت سید ابراهیم شاه رضوی میر واعظ پاری بوده است توسط حاكم شگر عاریتا برده شد كه گفته می شود توسط یكی از صاحب منصبان شگر فروخته شده و در آلمان نگهداری می شود. و امروزه نیز كتب خطی فراوان در منطقه موجود می باشد. فهرستی از مهم ترین آثار خطی كه بنده آنها را در منطقه مشاهده نموده‌ام ذكر می كنم و عكس بعضی از آنها نیز در ذیل داده می‌شود.:

الف- كتب خطی موجود در كتابخانه برات خپلو

1- المودة القربی سید علی همدانی                2- مرأت التائبین

 3- اعتقادیه                                             4- تلقینیه

5- همدانیه                                               6- چهل اسرار

7- ذكریه كلان                                          7- مختلف چهل حدیث

8- ذخیرةالملوك                                        9- داودیه

10- دعوات صوفیه

11- كشف الحقایق  سید محمد نوربخش          12- صحیفة الاولیاء

13- انسان نامه                                          14- عبرت نامه

15- معاش السالكین                                   16- كتاب الاعتقادیه

17- نوریه                                                18- مكارم الاخلاق

19- اخلاق ناصری                                     20- تاریخ شاهان صفوی

21- كتاب الربض                                       22- اوراد فتحیه

23- تاریخ خپلو از كاچو فتح علی خان               24- رساله منظوم در قرأت و تجوید

24- گلستان سعدی                                   25- بوستان سعدی

26- كریما                                               27- پند نامه

28- صد گفتار علی ترجمه منظوم به فارسی

29- چهل حدیث منظوم جامی

30- ده قاعده همدانی                                 31- گفتار ابو حنیفه

32- جواهر الاسلام منظوم                           33- كفایة الاسلام شاه نعمت الله

34- شمه نوروزی                                      35- الاورادیه همدانی عربی

36- كلیات تحسین كشمیری                         37- ذكریه صغیره سید علی همدانی

38- فقه احوط منظوم ترجمه فارسی                39- فقه احوط

ب: نسخه های خطی كتابخانه شخصی سید محمد شریف

1- قرآن كریم                                              2- رساله تجوید منظوم

3- كتاب دعا و تعویذ                                     4- كتاب مصائب

5- دعوات صوفیه امامیه نوربخشیه                      6-

و بعضی كتب دیگر

ج: نسخه های خطی خانوادة حاكم خپلو

1- قرآن كریم                                               2- شاهنامه فردوسی

3- آموزش خط نسخ و نستعلیق                        4- مختارنامه

5- مجموعه اشعار بلتی و فارسی                        6- تاریخ ائمه علیهم السلام

6-

د: نسخه های خطی در نزد پیر نوربخشیه كریس

1- تحفة الاحباب محمد علی كشمیری                 2-

ه: نسخ خطی سادات كهرمنگ

نهج البلاغه با ترجمه فارسی( نزد سید كاظم شاه)

بیاض اشعار میر سید علی رضوی متخلص به سید

بیاض اشعار سید و فضلی از شعرای معروف ( نزد سید محمد علی شاه رضوی)

شرح بر خلاصة الحساب شیخ بهائی تالیف سید محمود شاه رضوی پاری

كتاب ادعیه و تعویذات سید اكبر شاه رضوی

دیوان اشعار كشمیری و فارسی

نسخه زیبای صحیفه سجادیه( میوردو)

بیاض كوچك و زیبای نوحه‌ها و مرثیه‌های فارسی( در تملیك اولاد سید ابراهیم شاه رضوی پاری)

نكاح نامه عبداعظیم خان حاكم كهرمنگ با فخر النساء بیگم دختر رفیع خان حاكم سكردو كه به خط زیبای میر سید علی رضوی نوشته شده است.كه در كتابخانه شخصی استاد گرانقدر آقای سید محمد رضوی نگهداری می شود.

نسخ خطی دیگری نیز از جمله جامع عباسی، كتاب انشا بعضی از تالیفات علامه مجلسی و جنگ اشعار طرحی شعرای عهد تیموریان هند كه فقط قسمتهای از آنها باقی است نزد ایشان موجود است.

نسخه های متفرقه در منطقه

1- قرآن كریم با ترجمه فارسی و حاشیه موجود در آستانه میر سید علی طوسی در كواردو كه به خط خود میر سید علی نوشته شده است.

3- كتاب فقه احوط در شگر

4- بوق بوق نامه

5- شگر نامه





طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 آبان 1389 توسط irshad hussain

مساجد و اماكن مذهبی

علماء و مبلغانی كه برای ترویج و تبلیغ دین مبین اسلام از ایران و كشمیر به بلتستان آمده بودند علاوه بر تبلیغ اسلام و دعوت مردم به توحید آثار متعدد بنایی و هنری و غیره از خود بر جای گذاشته‌اند آنها هر جا كه می رفتند مسجد یا حسینیه و خانقاهی را بنا میكردند تا مردم برای انجام مراسم مذهبی در آنجا جمع شوند. در جای جای بلتستان مساجد واماكنی كه این مبلغان بنا كرده اند به چشم می آید.

1- خانقاه گمبه سكردو

خانقاه گمبه سكردو كه از آثار میر سید علی همدانی می باشد (گمبه سكردو محلی در سكدو سكردو است كه در فاصله 12 كیلومتری شهر سكردو واقع است) این خانقاه مدت درازی متروك مانده بود و خیلی وضعیت بدی قرار گرفته بود كه الآن به همت بعضی از مردم منطقه بازسازی می شود.

2- مسجد چقچن خپلو

  این مسجد توسط امیر كبیر سید علی همدانی در سال783 ه.ق ساخته شد[1]  این مسجد در مركز خپلو واقع است. مسجد چقچن یكباره ساخته نشده بلكه در مراحل مختلف  به تكمیل رسیده است زیرا در سال783 هجری امیركبیر بنیاد ان را نهاد و قسمتها یی از ان را ساخت ولی ساختمان آن تكمیل نشد تا  این كه در سال911 هجری میر شمس الدین عراقی به آنجا آمد و ساختمان مسجد را تكمیل كرد و از آغاز تا تكمیل این مسجد 129 سال وقفه ایجاد شد.

درسال1923 میلادی(1344 هجری) این مسجد به طور گسترده تعمیر و مرمت شد. ساختار و شكل این مسجد گواه بر هنر اصیل ایرانی و كشمیری است.[2] در زمان های بعدی نیز این مسجد چند بار تعمیر و بازسازی شده است. درب و پنجره‌ها و كارهای چوبی این مسجد از شاهكارهای هنری آن زمان محسوب می شود.

3- مسجد امیر پهروا

پهروا یكی از مناطق خپلو است. و از مركز خپلو دور است. امیر كبیر سید علی همدانی در زمان سفر به بلتستان این مسجد را بنا نموده است. این مسجد گرچه كوچك است ولی در زیبائی نظیر ندارد. گنبدش مسی است. و دارای دو سقف است. در پائین كناره‌های سقف دوم اسمای نود و نه‌ گانه الهی مرقوم است. تاریخ تكمیل این مسجد 786 هجری نوشته شده است.

4- جامع مسجد برقچهن

این مسجد نیز توسط سید علی همدانی در سال 797 هجری در محله‌ای بنام برقچهن كه یكی از محله‌های خپلو می باشد ساخته شد. این مسجد به طرز مسجد چقچن ساخته شده است. سقف این مسجد ستون ندارد. گنبد این مسجد نیز از مس ساخته شده است. درب داخلی و محراب این مسجد منقش است. نجاری كه این مسجد را ساخته بود از كشمیر به این منطقه آمده بود و در همین منطقه از دنیا رفته است و قبر وی در كنار مسجد است وی وصیت كرده بود كه وی را در كنار قبر دفن كنند.

5- مسجد كهری دونگ شگر

این مسجد در منطقة شگر نزدیك محله شاهی واقع است و در آن زمان حاكم شگر شخصا در نمازهای جمعه و جماعت این مسجد شركت می كرد. این مسجد دارای دو طبقه است كه طبقه اول مخصوص نماز خواندن در زمستان و طبقه دوم مخصوص نماز در تابستان است و هر دو طبقه بدون ستون هستند و طبقه بالایی دارای نقوش بسیار زیبایی است[3].

6- مسجد امبورك

(امبورك)محله ای در شگر است كه سید علی همدانی مسجدی در آنجا بنا كرد كه بعدها به مسجد امبورك معروف شد. به گفتة آخوند زاده گنبد این مسجد منهدم ودر صحن این مسجد افتاده است، تمام درهای چوبی این مسجد منبت كاری و منقش شده‌اند و بالای درب این مسجد این كلمه نوشته شده است: (انت:یا الله لا اله الله محمد رسول الله اللهم صل علی محمد و آل محمد) و در محراب این كلمات نقش بسته است:(یا فتاح یا الله یا رحمن یا رحیم یا ملك یاقدوس نصر من الله و فتح قریب وبشرالمؤمنین)

7- مسجد چهه برونجی

این مسجد هم در شگر واقع شده است ودارای یك طبقه است و بر سر در مسجد این كلمات مرقوم است) لااله الاالله محمدرسول الله)

8- مسجد موی مبارك

بر فراز كوه كهرمنگ بیمه بالای قلعة قدیمی یك مسجد كوچك قرار دارد كه به ستون چوبی آن صندوقچه متبركی آویزان است و در آن تار موی مباركی كه منسوب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله وسلم است نگهداری می شود. می گویند این موی مبارك را یك مرد درویش از كشمیر آورده و به حاكم كهرمنگ علی شیر خان هدیه نمود.[4]

در حال حاضر سادات اكبر شاهی رضوی تولیت این مسجد را به عهده دارند. مردم برای تبرك و قضای حاجت خود در كنار مسجد گوسفند قربانی می كنند.

9- آستانه میر سید محمد

سید محمد از جمله مبلغان ایرانی بود كه همراه سید علی همدانی به بلتستان رفت و در همین منطقه از دنیا رفت. مقبره او در كنار خانقاه بزرگ خپلو واقع است. عمارت مقبره در حال انقراض است. منبت كاری بر چوب در این مقبره بسیار زیبا است.

10- خانقاه بزرگ خپلو

این خانقاه را میر سید محمد بنا نمود و در مركز خپلو قرار دارد. محله ای كه این خانقاه در آن قرار دارد بنام محله خانقاه معروف است. این خانقاه نیز مانند دیگر خانقاه های بلتستان با استفاده از چوب فروان ساخته شده است. و ستون های چوبی آن خیلی بزرگ و بلند است كه انسان را متعجب می سازد. كه در آن روزگار بدون وسائل لازم این ستون‌ها را بلند كرده‌اند. امروزه در این خانقاه نوربخشیان منطقه نماز جماعت و جمعه اقامه می كنند و در ایام محرم در همین خانقاه مجلس عزاداری برگزار می كنند. در این خانقاه نیز مانند دیگر مكان های مذهبی تمام تر از چوب استفاده شده است و كارهای چوبی آن بی نظیر است. بر سر درب این خانقاه اشعار های فارسی ذیل كنده شده است.

الله

اوصاف علی به گفتگو ممكن نیست          گنجایش بحر در سبو ممكن نیست

من ذات علی بواجبی نشناسم                    لیكن دانم كه ذات او ممكن نیست

هر فیض كه در سابقه هر دو جهانست          در پیروی حضرت شاه همدانست

پادشاه دین و دنیا شاه كفر شكن                 شاه پادشاه فراه شاه ................

در سمت راست درب ورودی اشعار و احادیث عربی ذیل كنده شده است.

علی حبه جنة                    قسیم النار و الجنه

وصی المصطفی حقا            امام الانس والجنه

لو لاك لما خلقت الافلاك  و لو لا علی لما خلقتك

حب علی ابن ابی طالب حسنة لا یضرها السیئه و بغضه سیئة لا ینفعها حسنة

ان فی الجنة نهرا من لبن لعلی وحسین و حسن صلواة الله علیهم

 

11- مسجد بانپی

این مسجد نیز از آثار مبلغان ایرانی است. بانپی محله ای درمركز خپلو می باشد. استجابت دعا در این مسجد معروف است. و هر گاه بین دو نفر دعوایی یا مخاصمتی پیش بیاید برای برحق نشان دادن خود طرف مقابل را دعوت به قسم خوردن در این مسجد می كند و هر دو طرف با گرفتن زنجیر در ورودی مسجد قسم می خورند. هر كه به ناحق قسم بخورد خیلی زود اثر آن را می بیند.

12- خانقاه تهگس یاتهغس

این مسجد را دو نفر از مبلغان ایرانی به نامهای سیدعلی طوسی و سیدناصرطوسی كه از راه سلترو وارد منطقه تهگس شدند بنا كردند و تاریخ بنای آن 1012 هجری میباشد.[5]     

 13-  آستانه میر عارف و میر اسحاق

آستانه میر عارف و میر اسحاق در جنب خانقاه تهگس واقع شده است. میر اسحاق داماد میر عارف فرزند میر مختار اخیار است.

14،15-  خانقاه كواردو و آستانه سید علی طوسی

این خانقاه بزرگ و تاریخی را مبلغ بزرگ میر سید علی طوسی بنا نموده است. امروزه با نام حسینیه یا امام بارگاه كواردو معروف است. در كنار این خانقاه آستانه میر سید علی طوسی قرار دارد كه زیارتگاه مردم است.

16- خانقاه كریس

این خانقاه در منطقه كریس واقع شده است كه توسط میر مختار ساخته شده است.

 

17- آستانه میر مختار و میر سید جلال الدین معصوم و سید محمد شاه

اینها از پیران نوربخشیه هستند كه در منطقه كریس مشغول تبلیغ بوده و در این منطقه از دنیا رفته‌اند.

18- آستانه سید محمود طوسی

یكی از آثار مذهبی آستانه سید محمود طوسی است كه در مركز شهر سكردو در محله كشو باغ واقع شده است و مرجع مومنین در منطقه است. و آستانه برادر وی سید حیدر در منطقه قمراه می باشد.

19- خانقاه غندوس كهرمنگ

این خانقاه در حدود 270 سال قبل ساخته شده كه اخیرا بازسازی شده است. ستون مركزی خانقاه از یك تنه درخت بزرگ ساخته شده و جالب تر از آن قطعه چوبی بلند و قطور است كه بر ستون بزرگ در طول خانقاه قرار گرفته است.

           20- مسجد حضرت میر پهروا خپلو

این مسجد نیز بدست میر سید علی همدانی بنا شده است و به نام ایشان مسجد حضرت میر معروف است.



[1] - محمد رضا آخوند زاده، آثار شاه همدان ص57

[2] - محمد رضا آخوند زاده ،پیشین، ص53 -60

[3] - آخوند زاده پیشین ص 75

[4] - مولوی حشمت الله خان، پیشین، ص

[5] -





طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 آبان 1389 توسط irshad hussain

مبلغان اسلامی وقتی به منطقه بلتستان آمدند بر فرهنگ این منطقه تاثیرات زیادی گذاشتند و اثرات و یادگارهای فراوانی را از خود بجا گذاشتند. كه از همه مهمتر دین مبین اسلام است كه تا امروز در این دیار باقی است. در ذیل آثار مبلغان را در منطقه بلتستان ذكر می كنیم.

 

الف- آثار معنوی

بزرگترین میراثی كه این مبلغان اسلامی ایرانی و فارسی زبان برای مردم بلتستان بجا گذاشتند اسلام ناب محمدی بود كه عبارتست از همان تعلیمات و معارف ظاهری و باطنی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، از آن زمان تا امروز مردم این میراث جاویدان را در اختیار دارند. و بحمدالله امروز اكثر مردم بلتستان محب اهل بیت عصمت و ولایت علیهم السلام هستند. بطوریكه بلتستان گاه با نام ایران صغیر یاد می شود بخاطر اینكه اكثریت مردم بلتستان عاشقان و پیروان مكتب اهل بیت علیهم السلام هستند. آنها در شادی آنها شاد و در غم آنها غمگین و در ایام ولادت آنها جشن عید و در ایام شهادت آنها مجالس عزاداری برگزار می كنند.

 مبلغان نخستین مكتب اهل بیت علیهم السلام را در بلتستان ترویج دادند. مبلغان بعدی این مكتب پاك ومقدس را كه مبلغان نخستین آورده بودند در بلتستان تداوم بخشیدند. اهداف آنها یكی بود آن اشاعه و ترویج مكتب اهل بیت علیهم السلام در بلتستان بود. و در این راه خداوند متعال آنها را موفق و كامیاب كردند. این مبلغین چنانچه قبلا نیز بیان شد مذهب شیعی داشتند و مذهب شیعه را در منطقه گسترش دادند ولی بعدا بعلت بعضی از افراد مغرض شیعه ها را تقسیم نمودند.

هر چند برخی از نویسندگان معاصر نوربخشی این حقیقت را نمی خواهند قبول كنند و این مطلب را رد می كنند. و می گویند كه مذهب شیعه در بلتستان بعد از ورود اهل سنت به بلتستان توسط شیخ جواد ناصر الاسلام رواج یافته است. در حالی كه تشیع از قرن‌ها در بلتستان ریشه داشته است و ما چندین مورد را به عنوان دلیل ذكر می نمائیم.:

1- یكی از دلایل وجود تشیع در بلتستان گفتار قاضی نورالله شوشتری است كه در مورد تبت می نویسد:

تبت نام دو ولایت است قریب به كشمیر یك را تبت كبیر گویند ..................  دیگری را تبت صغیر می گویند. و در سنه الف میر علی رای كه الحال حاكم تبت است بتوفیق الهی تبت كبیر را تسخیر نموده ................ و همگی از حاكم و سپاهی و رعیت شیعه امامیه با اخلاص اند. غلو ایشان د رتشیع بمرتبه ای است كه اگر احیانا سنیان كشمیر به آنجا می روند ار ایشان جزیه می گیرند. و آنكه در جوار پادشاه عظیم الشان هندوستان وقع اند خطبه به نام نامی پادشه عالیجاه ایمان كلاه ایران سریر صفویه موسویه انارالله برهانهم الجلیه می خوانند.[1]

2- دیگر اینكه صاحب كتاب معروف المنجد در كتاب اعلام خودش درباره بلتستان می نویسد: كورة جبلیه واقعة علی حدود الهند الشمالیه الغربیه جبالها و مثالجها من اعظم جبال و مثالج العالم و سكانها شیعیون.[2]

3- دكتر برنئیر سیاح و نویسنده اروپائی كه در زمان اورنگ زیب پادشاه هند به این كشور سفر كرده بود و در دربار پادشاه بود كه از سكردو حاكم این منطقه ( تبت خورد) شاه مراد در دربار پادشاه هند حاضر شد. یك شب یكی از منصب داران دربار به نام دانشمند خان، شاه مراد را دعوت كرد. آنجا دكتر برنئیر نیز حاضر بود از وی درباره آنجا( تبت خورد) سوال نمود كه مردم آن چگونه است؟ شاه مراد به ایشان جواب داد: مردم تبت خورد قبلا همه غیر مسلمان و بت پرست بوده اند ولی الان اكثریت آنها مسلمان شده‌اند و او خود ( شاه مراد) و همه مردم از فرقه شیعه تعلق دارند كه مذهب مردم ایران است.[3]

4- مولوی حشمت الله خان درباره مسلمانان گیلگت می گوید كه در زمان علی شیر خان انچن (1595-1633) و نوه های او شیرشاه و علی شاه و شاه مراد(1660-1710) به گیلگت حمله كردند و به این وجه با گیلگت رابطه برقرار شد. و حاكم گیلگت میرزا خان تحت تاثیر آنها قرار گرفت و مذهب شیعه را اختیار نمود و به این صورت در گیلگت مذهب شیعه گسترش یافت. و در زمان های بعدی مذهب شیعه در گیلگت رونق چشمگیری یافت. خود میر شمس الدین عراقی به گیلگت نرفته است ولی از بلتستان وقتا فوقتا به گیلگت علما می رفتند. در گیلگت الآن دو مذهب شیعه و اهل سنت رائج است. و در نگر همه مردم شیعه هستند.[4]

5- محمد قاسم فرشته در تاریخ خود درباره مردم بلتستان می نویسد: حاكم تبت كوچك خیلی زیاد غلو می كند كه او حكم داده است كه هر كه بر اصحاب كبار تبری نجوید نمی نگذارند در شهر داخل شود.[5]

6- از آثار خطی و آداب و رسوم رایج در بعضی از خانواده‌های علمی از جمله سادات كهرمنگ چنین به نظر می‌رسد كه تشیع از صدها سال رواج داشته است، بویژه از دوره صفویه به بعد در حدود 400 سال است كه علماء، دانشمندان و شعرای شیعه در ترویج احكام اسلامی و علوم آل محمد علیهم السلام نقش بسزایی داشته‌اند، از جمله این آثار نكاحنامه عبدالعظیم خان حاكم كهرمنگ همراه فخرالنساء بیگم دختر رفیع خان حاكم سكردو كه به دست میرسید علی رضوی به روش شیعه خوانده و نوشته شده است و دال بر این است كه هر دو حاكم شیعه بوده‌اند.



[1] - قاضی نورالله شوشتری، پیشین، ج1،ص118

[2] - المنجد، اعلام، ص 

[3] - برنئیر كا سفرنامه هند،

[4] - مولوی حشمت الله خان، پیشین، ص 595

[5] - محمد قاسم فرشته، تاریخ فرشته، شیخ نیاز احمد،ترجمه اردو، عبدالحق خواجه ایم ای،  لاهور، اول، ج 2، ص 935





طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 آبان 1389 توسط irshad hussain

مذهب اهل سنت نخستین بار توسط یك عالم حنفی به نام ملا محمد عمر سمرقندی معروف به ملا پشاوری حدود سال های 1890 تا 1900 از راه منطقه چهوربت وارد بلتستان شد. بعضی او را اهل بلتستان می داند و می گویند كه او از بلتستان برای تحصیل علم به پشاور رفته بود. و بعد از تحصیل علم به منطقه بازگشت و در دوران تحصیل در مدرسه اهل سنت این مذهب را اختیار نموده بود.[1]

ولی در اصل وی اهل پشاور بوده و برای تبلیغ مذهب اهل سنت به بلتستان آمده بود. ملا پشاوری در ترویج مذهب اهل سنت بسیار كوشید و تاثیر زیادی در این زمینه گذاشت. وی برای جلب توجه مردم منطقه كه شیعه و محل اهل بیت علیهم السلام بوده است نام خود را عوض كرده و خود را در بلتستان با نام محمد حسین معرفی نمود. در بلتستان برخی از ملاهای محلی از او كسب علوم دینی نموده اند. از نوربخشیها ملا خلیل و عبدالرحیم نخستین مریدان وی به شمار می روند. بعلاوه این دو نفر قربان علی از چهوربت و سلطان علی از دغونی شاگرد وی بودند. این دو نفر مذهب حنفی را قبول كردند. سلطان علی برای ادامه تحصیل به هندوستان رفت و در آنجا مذهب اهل حدیث را قبول كرد و سند فارغ التحصیلی را دریافت كرد. و به بلتستان برگشت. از همین جا فعالیت وهابیها در بلتستان شروع می‌شود آنها تا مدتی به صورت اهل سنت فعالیت كردند. و بعدا به دو گروه اهل سنت و اهل حدیث تقسیم شدند. و اهل حدیث نسبت به اهل سنت بیشتر توانستند در منطقه نوربخشی ها را به طرف خودشان جلب كنند. و در مناطقی از بلتستان تعداد قابل توجهی را وهابی نمودند.

طبق نوشته آقای حسین آبادی شاعر معروف بلتستان بوا عباس علیه الرحمه و بوا جوهر مرحوم نبز از شاگردان ملا پشاوری بوده اند.[2]

پس از ملا پشاوری و قربان علی و سلطان علی تبلیغات اهل سنت اعم از سنی و وهابی توسط مبلغان شبه‌قاره و فارغ التحصیلان مدارس عربیه شبه‌قاره ادامه پیدا كرد. آنها تعدادی از نوربخشی‌ها را به مذهب اهل حدیث در آوردند. بالخصوص در خپلو جمعیت منطقه یوگو صد درصد و جمعیت غواری هشتاد درصد اهل حدیث هستند. بعلاوه این در مناطق دیگر خپلو مانند كریس، خپلو ، چهوربت و در شگر در منطقه وزیر پور تعداد قابل توجهی از مردم مذهب وهابی قبول نموده‌اند.

نام برخی از علمای اهل حدیث كه فارغ التحصیل مدارس شبه‌قاره هستند از این قرار است.

مولانا سید ابوالحسن، مولانا رضاء الحق، حافظ محمد موسی، مولانا عبدالرحیم، مولانا عبدالحق، مولانا محمد قمر، مولانا عبدالرحیم كورو، مولانا عبدالكریم سكسه.

ترویج و گسترش مذهب اهل سنت ادامه داشت و نوربخشی ها یكی بعد از دیگری مذهب خودشان را ترك می كردند و به مذهب اهل حدیث در می آمدند. تا آنكه از سوی مولوی عبدالحق تبتی در سال 1342 هجری كتابی بنام تحفة تبت مبنی بر كافر، زندیق و ملحد بودن تمام نوربخشی ها نوشته شد و در آن از فتوای علمای اهل سنت هند بر علیه نوربخشی ها را جمع آوری كرد. و آن را در هند چاپ نموده و در بلتستان تقسیم نمود. كتاب چنان برای نوربخشیها آزار دهنده بود كه دیگر تبدیل مذهب از سوی نوربخشیها متوقف شد و نوربخشیها را نسبت به اهل سنت و اهل حدیث بسیار بد ظن كرد.[3]

در اصل وهابی ها وقتی دیدند كه نوربخشی ها متمایل به وهابیگری هستند می خواستند كه با انتشار این كتاب همه نوربخشی ها را یكباره به وهابی تبدیل كنند. ولی این كار نتیجه منفی و برعكس را داد و وهابی ها كلیه نسخه‌های این كتاب را كه در آن زمان قیمت یك جلد آن دوازده و نیم پیسه( معادل 193 تومان)  بوده است از مردم به قیمت 500 روپیه(8000 تومان) جمع آوری نمودند.

البته این توقف تبدیل مذهب از سوی نوربخشی ها برای مدت كوتاهی باقی ماند. سپس در اثر تبلیغات زیاد و تحریص فراوان اهل سنت و اهل حدیث به نوربخشی ها باز تبدیل مذهب شروع شد. تا حال ادامه دارد. وهابی‌ها شیوة جذب نوربخشی ها را عوض كرده‌اند. امروزه وهابی ها بچه‌های فقیر نوربخشی را به مدارس خود برای تحصیل می برند. در آن مدارس آنها را تربیت می كنند كه نتیجة آن در بلتستان الان دیده می شود كه درباره آن در فصل اول مختصرا بیان شده است.

راه دیگر جلب نوربخشی ها از طریق كمك‌های مالی و رفاهی است. كه بعلت مشكلات اقتصادی مردم به طرف وهابیگری گرایش پیدا می كنند.

وهابی ها در بلتستان در منطقه غواری خپلو یك دارالعلوم بزرگ ساخته‌اند كه در آن حدود 1200 نفر طلبه پسر و حدود 500 نفر طلبه دختر مشغول تحصیل هستند. در این دارالعلوم اساتید برجسته و فارغ التحصیل از دانشگاه مدینه و الازهر تدریس می كنند. غیر از این دارالعلوم در مناطق سكردو، مركز خپلو، كریس، چهوربت و وزیر پور شگر نیز مدارس وهابی ها فعال هستند.

غیر از مدارس موسسات وهابی‌ها در بخشهای اقتصادی و علمی و فرهنگی مشغول فعالیت هستند. از جمله آنها مركز اسلامی سكردو است. و در منطقه غواری یك گاوداری بزرگ دایر است كه محصولات لبنی آن در شهر سكردو فروخته می‌شود.  




[1] - یوسف حسین آبادی، پیشین، ص 27

[2] - همان

[3] - غلام حسن حسنو سهروردی، پیشین، ص 153





طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 آبان 1389 توسط irshad hussain

در ترویج دین مبین اسلام در بلتستان حاكمان محلی بلتستان نقش بسزائی را ایفا نموده‌اند. و با مبلغان نخستین و علماء محلی همكاری نزدیكی را انجام داده‌اند. در ذیل به چند نمونه آن اشاره می كنیم:

1– زمانی كه امیر كبیر سید علی همدانی وارد خپلو شد حاكم وقت خپلو یبگو مقیم خان به استقبال ایشان رفته و دین مبین اسلام را قبول كرد. و به همراه او همة مردم منطقه نیز مشرف به اسلام شدند.[1]

2- وقتی میر شمس الدین عراقی بت شكن از كشمیر به بلتستان آمد حاكم سكردو بطور رسمی از ایشان استقبال نمود. و در ترویج دین مبین اسلام به ایشان كمك فراوانی نمود.

3- دربارة حاكم معروف و مشهور خانواده مقپون سكردو در قرن یازدهم هجری علی شیر خان انچن[2] واقعات مختلفی را نقل نموده اند از جمله آنها یكی اینكه زمانی كه وی لداخ را فتح نمود از سپاه خود تعداد زیادی را در مناطق مختلف لداخ قرار داد تا در این مناطق به تبلیغ اسلام مشغول شوند.[3]

و بعد از آن نیز تعداد زیادی دیگر از علمای محلی بلتستان را به لداخ اعزام نمود.

4- یكی دیگر از حاكمان سكردو بنام عبدال خان معروف به آدم خوار[4] دختر خود را به عقد والی هنزه راجه عیاشو در آورد و برای او شرط گذاشت كه خود او و تمام مردم تحت ریاست وی مسلمان شود. چنانچه وی این شرط را قبول كرد و خود به همراه تمام مردم هنزه مشرف به اسلام شدند. و از بلتستان مبلغان را به این منطقه دعوت كردند و آنها در این منطقه اسلام را ترویج نمودند.[5]

5- یكی دیگر از حاكمان مقپون سكردو بنام شاه مراد خواهر خود را به ازدواج حاكم سورو كرتسه بنام كهری نمگیال در آورد و به او شرط كرد كه او مسلمان شود و او نیز اسلام را قبول كرد. شاه مراد به همراه خواهر خود جمعی از علمای محلی را به سورو فرستاد و آنها نیز در این منطقه به تبلیغ اسلام پرداختند. و با تبلیغ آنها تعدادی قابل توجه از مردم سورو مشرف به اسلام شدند.[6]

از این واقعات معلوم می شود كه حاكمان بلتستان بالخصوص حاكمان مقپون سكردو در ترویج و استقرار اسلام در بلتستان خدمات زیادی انجام داده اند.

6- حكام كهرمنگ در ترویج احكام اسلامی و گسترش فرهنگ عزاداری سید الشهداء علیه السلام نقش مهمی ایفا كردند،‌چنانچه میر سید علی رضوی از علمای كشمیر وارد كهرمنگ شد شرط نمود كه نواختن آلات موسیقی را ممنوع اعلام كند و در ورزشگاه چوگان حسینیه تاسیس نماید، حاكم دستور داد اسب چوگانش را قربانی كنند و در محل قربانی حسینیه تاسیس نمایند، سپس میر سید علی رضوی را به زعامت دینی انتخاب كرد و زمینه تبلیغ و ارشاد را برای وی فراهم نمود.

بعلاوه این حاكمان بلتستان برای علما و آخوندهای محلی در مناطقی كه آنها مشغول تبلیغ هستند ملك و زمین می دادند و الان هم در مناطق مختلف اولاد آنها زندگی می كنند. و نزد آنها اسناد و مداركی كه دلیل بر ملكیت آنها بر این اراضی هستند موجود می باشد. بنده خودم در منطقه تهگس نامه حاكم خپلو به فرزندان میر اسحاق كه اراضی منطقه تهگس را به آنها بخشیده بود دیدم كه نزد آقای سید مختار موسوی میر واعظ و خطیب جمعه این منطقه نگهداری می شود.



[1] - میر سید علی همدانی، ص 32

[2] - علی رائی

[3] -  مولوی حشمت الله خان ، پیشین، ص 400

[4] - می زوس

[5] - حاجی قدرت الله بیگ، تاریخ هنزه، حافظ شفیق الرحمن، اول 1980ص 99

[6] - مولوی حشمت الله خان ، پیشین، ص 616





طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 آبان 1389 توسط irshad hussain

بعد از ترویج و گسترش اسلام به دست مبلغان نخستین بالخصوص میر شمس الدین عراقی بت شكن كه در مدتی كه در بلتستان اقامت داشتند مساجد و خانقاه های زیادی ساخته شد و اسلام در این منطقه گسترش یافت. و بعد از آنها مبلغانی از ایران و كشمیر به این منطقه آمدند و كار آنها را ادامه دادند و در ترویج دین مبین اسلام تلاش فراوان نمودند. درباره بعضی از آنها توضیحاتی بیان می كنیم.

 شاگردان و مریدان مبلغان نخستین

به همراه میر شمس الدین عراقی در حدود شصت نفر از مریدان او به بلتستان آمده بودندو بعضی از آنها در بلتستان ماندند و كار او را ادامه دادند.

وقتی میر عراقی از بلتستان عازم كشمیر بود راجه بهرام حاكم خپلو از وی خواست كه مریدش ملك حیدر و پسرش اسماعیل را در منطقه بگذارند تا مردم را راهنمائی كنند و مسجد چقچن را كه امیر كبیر سید علی همدانی آن را بنا نموده بود تكمیل نماید. میر آن دو را در منطقه گذاشت و خودش به كشمیر رفت.[1]

میر دانیال شهید

پسر میر شمس الدین میر دانیال نیز مدتی در سكردو بود و وقتی میرزا حیدر دوغلات در كشمیر به حكومت رسید میر دانیال را از سكردو اسیر كرد و به همراه خودش به كشمیر آورد. در این باره دكتر اكبر حیدری كاشمیری در مقدمه كتاب بهارستان شاهی می نویسد: در سال  956‌هجری میرزا حیدر به سكردو رفت و از آنجا پسر بزرگ میر شمس الدین میر سید دانیال را اسیركرد و به همراه خودش به كشمیر آورد و او را یكسال زندانی نمود سپس به قول او به جرم اینكه كلمه شهادت او منافی شرع است در تاریخ 4 صفر 957 هجری به حكم قاضیان دربار قاضی حبیب، قاضی عبدالغفور و قاضی ابراهیم او را به شهادت رساند و دشت كربلا تاریخ شهادت او است. كه جمع آن 957 می باشد. [2]

دكتر كاشمیری در ادامه از زبان مولف بهارستان شاهی كه نا معلوم است و در آن زمان بوده قضیه را بدین صورت نقل می كند:

 میرزا حیدر دست تغلب از آستین تعدی بدر كشید و جماعت محبان اهلبیت رسول علیهم السلام و زمره موالیان علی ولی الله اظهار عداوت بنیاد و غایت بغض و نهایت تعصب كار بدان مرتبه رسانید كه بتخریب و تهدیم خانقاه متبركه امیر شمس الدین امر نمود و دست طغیان بر قتل اهل اسلام و ایمان و سفك دماء ارباب ایقان گشود. و در تاریخ 955 نهصد و پنجاه و پنجم هجری حضرت ریشی را شهید ساختند. در هشتم ذیحجه سنه مذكور كه روز ترویه باشد.

در سال نهصد و پنجاه و ششم هجری تبت رفته حضرت شیخ دانیال را گرفته آورد آنحضرت را قریب یك سال در قید و زنجیر محبوس داشته بانواع تعذیب و ایذاها. قریب هزار و پانصد اشرفی طلا  ازو گرفته آخر از جهت دفع مطاعن و رفع ملاعن عبدالرشید خان در قصد كشتن و صدد قتل آنحضرت افتاد و شیخ فتح الله پیش خود آورده گواهان دروغ و شهود كاذبه از وی طلب نمود و آن مرد نا خدا ترس جست و جو و رشوتها داده جماعتی فساق و ملاحده آورد كه نه در احكام شریعت گواهی ایشان مقبول و نه قواعد مروت اقوال ایشان مسموع بود. ایشان را حاضر ساخته، بعضی از ایشان بر سبب رفض آنحضرت گواه شدند و بعضی بر تزكیه و تنقیه گواهان شاهد شدند. و آنحضرت را در بیست و چهارم ماه صفر سنه نهصد و پنجاه و هفتم هجری بحكم قضات وقت قاضی حبیب، قاضی ابراهیم و قاضی عبدالغفور شهید ساختند.[3]

 

برادران طوسی

از مبلغانی كه در بلتستان در ترویج اسلام نقش مهمی داشته بعد از مبلغان نخستین برادران طوسی هستند. طبق روایات محلی برادران طوسی از شهر طوس ایران به اشاره غیبی امام هشتم حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام به این منطقه آمدند و آنها از نسل امام هشتم علیه السلام هستند.

طبق نوشته مولوی حشمت الله خان برادران طوسی (شاه ناصر طوسی و سید علی طوسی) در زمان راجه یبگو سكیم از یارقند به راه سلتورو به منطقه خپلو رسید و در منطقه تهگس[4]  اقامت نمودند و در تبلیغ مشغول شدند. این دو برادر پیرو سید محمد نودبخش بودند. و تعلیمات نوربخشی را ترویج نمودند.[5]

میر نجم الدین ثاقب دربارة ورود آنها می نویسد:

ازان بعد بزرگی از كاشغر           به سال دو تا و یك طا و جیم

بیاید ز راه سلتور همی          برای اشاعت دین كریم

همی كرد تاكید بر امر دین          بتعمیر مسجد بد شوق عظیم

كننده بنای جامع شگر          همی شاه ناصر اسمش كریم

به تحت حكومت چون دبله خان            نمود جلو بر رسم شاه قدیم

آنها در منطقه تهگس یك مسجد بنا نمودند و بعد از تكمیل بنای مسجد این دو برادر به طرف شگر رفتند و در شگر یك مسجد بزرگ بنا نمودند و در ترویج اسلام تلاش فراوان نمودند. و مردم را به احكام و معارف اسلام راهنمائی كردند.

سید ناصر طوسی در محله چهوترون شگر اقامت گزید. او در كوهی كه در بالای محله است مشغول عبادت می شدند . و بعد از مدتی در هماه كوه غایب شد. طبق اعتقاد مردم محلی شاه ناصر در این كوه غایب شده است و مردم برای زیارت این كوه می روند.

سید علی طوسی به سكردو آمد و در این منطقه مشغول تبلیغ شد و در منطقه كواردو[6] اقامت نمود. او در منطقه كواردو یك مسجد بزرگ بنا نمود كه الآن هم این مسجد موجود می باشد.

او در همین منطقه از دنیا رفت و در كنار مسجد دفن شد. و بر قبر او یك مقبره بنا نموده‌اند. كه الآن نیز زیارتگاه مردم هست.

در مقبره وی یك قرآن خطی كه به دست او نوشته شده است موجود می باشد. كه در خط نسخ نوشته شده است. این قرآن به همراه ترجمة فارسی است و در حاشیه نیز تفسیر نوشته شده است.

     بر لوح مزار او تاریخ وفات 1081 هجری مرقوم است.

طبق روایات محلی به همراه شاه ناصر و سید علی طوسی دو برادر دیگر آنها سید محمود طوسی و سید حیدر طوسی نیز به بلتستان آمده اند. سید محمود در سال 1080 هجری در سكردو وفات یافت. و تا امروز آستانه ایشان مرجع خلایق منطقه است.

سید حیدر نیز در منطقه قمراه مقیم شد و در آن دیار از دنیا رفته اند. و آستانه ایشان در این منطقه است.

میر عارف و میر ابو سعید

این دو نفر از اخلاف میر شمس الدین عراقی هستند. این دو نفر بعد از برادران طوسی از كشمیر به بلتستان وارد شده‌اند، همان طور كه میر نجم الدین ثاقب نوشته است.

درود شد به تبت آن بو سعید           كه او اصل سادات به تبت مقیم

بدان ناظم ستوده دو دست         لقب نجم ثاقب بجن رجیم

آنها سال 1715 میلادی از كشمیر به خپلو وارد شدند. میر عارف در تهگس سكونت گزید و آنجا  مسجدی كه برادران طوسی بنا نموده بودند تعمیر و باز سازی نمود و این مسجد امروزه نیز موجود است كه از زیبا ترین مساجد منطقه است. ایشان در این منطقه از دنیا رفت. و آستانه او در كنار مسجد واقع است. و مرجع اهل تهگس و حومه آنست. در سنگ قبر وی تاریخ وفات وی به این شعر ذكر شده است:

تاریخ فوت میر هیمن میر عارف است

میر عارف فرزند پسر نداشت و فقط دختر داشت وقتی پیر شد یكی از فرزندان میر مختار به نام  میر اسحاق را به دامادی خود قبول كرد و با دخترش ازدواج نمود و در تهگس به جانشینی خود گذاشت.

طبق گفته میر واعظ تهگس سید مختار كه خودش نیز از نسل میر اسحاق است به همراه میر عارف از كشمیر به بلتستان آمد چهار خانواده به نام 1- مله وا 2- بنگی وا 3- بنده وا 4 – تهكورپا به همراه ایشان به بلتستان آمدند كه الان نیز اولاد آنها در منطقه زندگی می كنند. 

میر ابو سعید در منطقه كریس سكونت اختیار نمود. و در تبلیغ مشغول بود. تا اینكه در سال 1095 هجری در آن دیار وفات یافت.

شاه محسن

از جمله مبلغان ایرانی است كه در سال 1025 هجری از طوس به بلتستان تشریف آورد و در مناطق مختلف بلتستان به تبلیغ دین اسلام پرداخت. شاه محسن معاصر میر ابو سعید و میر عارف است كه در خپلو سكونت اختیار نمود. اطلاعات زیادی از حالات زندگانی ایشان در دست نیست. مزار شریفش در محله گونگمه ستقجی واقع است

میر یحیی و میر مختار

  میر یحیی و میر مختار از فرزندان میر ابوسعید بوده و ظاهرا هنگام ورود میر ابوسعید به بلتستان همراه ایشان بوده اند. هردو در منطقه شگر رفتند و مدتی آنجا مقیم بودند، سپس با توطئة حاكم شگر میر مختار دوباره به كریس بازگشت. ولی میر یحیی در شگر مقیم شدند. میر یحیی هفت خانقاه و چهارده مسجد در شگر بنا كردند.[7]

میر مختار نیز حدود 23 خانقاه و مساجد بیشماری را در مناطق مختلف بنا نمود و مساجد قبلی را باز سازی كرد.[8]

میر مختار یك عالم و دانشمند متبحر و خوش الحان بود كه به سرعت تمام رؤساء و مردم شگر را به دور خود جمع كرد. و محفل و مجلس ایشان چنان رونق گرفت كه دربار حاكم شگر به سردی گرایید و این امر موجب شد كه وزرای او آتش حسادت را نسبت به میر مختار و میر یحیی در دل حاكم فروزان كنند در نتیجه حاكم شگر عزم كرد كه آن دو را به قتل برساند ولی یكی از وزرای او مشوره داد و گفت كه تمام اهالی شگر معتقد و مرید آنها شده‌‌اند و تا آن دو زنده اند به آنها معتقد خواهند بود و نمی توانیم از فعالیتهای تبلیغی آنها جلوگیری كنیم لذا بهترین راه برای كشتن آنها این است كه توسط یك پیر زن آنها را مسموم كنیم. ولی دربان حاكم شگر كه از مریدان آن دو بود جریان را به آنها رسانید لذا هر دو از مركز شگر به محلة چهوركاه فرار كردند. و از قتل نجات یافتند ولی مدتی نگذشت كه حاكم شگر سپاهیان خود را آن جا فرستاد تا آن دو بزرگوار را به قتل برسانند ولی بخواست خدا آن دو بزرگوار از آنجا نیر از قتل نجات یافتند و میر مختار از محل گریخت و میر یحیی مخفی شد. البته سپاهیان حاكم شگر منزل ایشان را كه مردم محلی برای آنها درست كرده بودند، تاراج نمودند و زن و فرزندان را اسیر كرده و دو فرزند میر مختار سید عبدالله و سید باقر را به قتل رساندند. همسر میر مختار كه بیرو رگیلمو نام داشت، را به دربار آوردند. چون از جدائی شوهر و فرزندانش بیقرار و غمگین بود در اثنای نماز در حال سجده جان به جان آفرین سپرد. از عقاب الهی زبان حاكم شگر یك دفعه به بند آمد و قوت گویایی را از دست داد. هر چه  دوا و درمان كردند و طبیب و حكیم برای علاج آوردند فایده‌ای نداشت. مشاوران گفتند كه میر مختار كه فرار كرد ولی میر یحیی هنوز مخفی است شما به  ایشان امان دهید و از كرده خود اظهار ندامت و پشیمانی كنید و از میر یحیی طلب عفو كنید وبرای برگشت قوت گویایی از او درخواست دعا كنید. چنانچه پس از تلاش فراوان میر یحیی را یافتند و از او درخواست نمودند كه به كاخ حاكم تشریف بیاورند و برای صحت یابی او دعا فرمایند. میر یحیی هم طبق دستور قرآن والكاظمین الغیظ والعافین عن الناس به كاخ رفت حاكم شگر نیز از او طلب عفو نمود و عذر خواست و قول داد كه هرگز در راه تبلیغ ایشان مانع نخواهد بود. میر یحیی هم عفو نمود و قوت گویایی او بازگشت. میر یحیی در شگر هفت خانقاه ساخت كه طرز ساخت همه آنها یكسان بود.میر یحیی در شگر وفات نمود و در صحن خانقاه شگر مدفون گشت.

میر مختار نیز به كریس رفت و اهالی كریس از او به گرمی استقبال نمودند. و برای او یك اقامت گاه خوب و یك مسجد بزرگ را احداث نمودند. میر مختار نیز در مناطق مختلف خپلو خانقاه ها و مساجد زیادی بنا نمود و مساجد قبلی را بازسازی نمود.

 میر مختار هیجده فرزند ذكور داشت كه همه در مناطق مختلف بلتستان برای تبلیغ فرستاده شدند. اكثر سادات موسوی بلتستان از نسل میر مختار هستند. میر مختار بر فقه احوط شرحی به زبان فارسی نوشت و سراج الاسلام نام گذاشت، وی در سن 67 سالگی در سال 1131 هجری در كریس وفات یافت. مزارش در كریس هنوز هم موجود است.



ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 تیر 1389 توسط irshad hussain
در سال 822‌م بعد از قتل پادشاه تبت لنگ درما بلتستان از لحاظ سیاسی از تبت جدا شد. در اواخر قرن چهاردهم میلادی بدست میر سید علی همدانی اسلام وارد بلتستان شد. و تا اوائل قرن شانزدهم میلادی همه مردم بلتستان مشرف به اسلام شدند و با این جریان  منطقة بلتستان از لحاظ مذهبی و فرهنگی از تبت جدا شد. در حالیكه قبل از آن از بلتستان طلاب برای تحصیل علوم به مدارس تبت می رفتند. و بعد از طی سی سال در تحصیل علوم با سند و مدرك گیشی به وطنشان بر می‌گشتند.قطع رابطة مذهبی و فرهنگی از تبتی‌ها تاثیری بر زبان و ادبیات هم گذاشت و از اینجاست كه قوم بلتی ادبیات زبان بلتی را شروع كرد. كه بلتستان قبل از این با تبتی‌ها مشترك بود. بعد از گسترش اسلام در زبان بلتی اصطلاحات اسلامی عربی و فارسی جایگزین اصطلاحات مذهبی بودایی شد. و با پدید آمدن حالات نو و جریانهای تازه در زبان بلتی واژه‌ها و صداهای تازه بوجود آمد. و مسلمانان بلتی رسم الخط قبلی خودشان را ترك و آنرا فراموش كردند چون رسم الخط قدیم را یادگار فرهنگ بودایی می دانستند و پس از آنكه در بلتستان شعر مذهبی رایج گشت كلمات و واژه‌های زیادی مربوط به مضامین و مطالب مختلف از زبان عربی و فارسی وارد این زبان شد. علاوه بر آن تغییر و تحول در هنر و فرهنگ، صنایع و علوم و تجارت موجب شد كه زبان بلتی زیاد متاثر شود.[1]الفبای جدید     [1] - یوسف حسین آبادی، پیشین، ص 318-319



طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 تیر 1389 توسط irshad hussain
  زبان بلتی جزؤ زبان بزرگ تبت است. این زبان در بلتستان، تبت، لداخ، كارگل، بوتان، سكم و شمال نپال با كمی تفاوت رائج است. و افرادی زیادی در هندوستان و چین نیز به این زیان صحبت می كنند. لهجة مناطق مختلف فرق می كند اما از لحاظ نوشتاری قبلا تفاوتی نداشت. طبق نوشته آقای حسین آبادی زمان اوج این زبان در نیمه دوم قرن هفتم میلادی است. پادشاه تبت سرونگ تسان گمپو ( 50-617‌م) وزیر خود انونامی را كه از قبیله تهونمی بوده همراه پسر خود و تعدادی از محققین دربار به هندوستان فرستاد كه در آنجا رسم الخط و زبان سانسكریت را مطالعه كنند. بعد از مطالعه و بررسی زبان سانسكریت برای زبان تبتی یك رسم الخط ایجاد نمودند. آن رسم الخط شامل 30 حرف و 4 اعراب بوده است. او اولین كتاب ادبیات زبان تبت را در سال 653‌م تكمیل نمود. پس از تالیف این كتاب ترجمه كتاب‌های مذهبی را از زبان سانسكریت به زبان تبتی شروع نمودند. و كتابهای تاریخی مربوط به دین و مذهب و خاندان شاهی و نسب‌نامه ها دیوان‌های غزلیات و افسانه‌ها هم تدوین نمودند. در داستانها داستان كیسر هنوز هم معروف است ولی بصورت نوشته موجود نمی باشد.



طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 تیر 1389 توسط irshad hussain
  محققین می گویند بلتستان دارای قدمت بسیار زیادی میباشد و دارای تمدن بسیار خوبی بوده است. آقای خالد كشمیری در این باره می نویسد:  فرهنگ وتمدن بلتستان از گلگت واطراف آن بهتر بوده واین برتری تاكنون هم ادامه دارد.[1] سید عباس كاظمی نیز می نویسد: بلتستان نمونه جامعه ای خوب وپیشرفته و دارای فرهنگ و تمدن غنی است.[2] بلتستان به خاطر دارا بودن تمدن غنی خود در تاریخ كشورهای مختلف با نام های گوناگونی شناخته می شده. همانطور كه دربخش قبل گذشت اهالی تبت این منطقه را ننگ گون می گفتند. اهالی چین این منطقه را پولولو می نامیدند. آریایی‌ها و مغولها آنرا تبت خورد می‌گفتند. مردم سنكیانگ با نام بالتی این منطقه را می‌شناختند، نام بالتی در اصل كلمه‌ای یونانی است، بیرونی آنرا تبت اسلامی نوشته است.[3] مسافران اروپایی این منطقه را تبت صغیر می گفتند، برخی این منطقه را بهشت كوچك وبرخی دیگر آنرا بام عالم نام نهادند. درباره فرهنگ و تمدن قدیم بلتستان منابع قدیمی در دسترس نیست ولی آثار باستانی مانند قبرستان ها و دیگر شواهد ما را راهنمائی می كند. در زمان كیسر دربلتستان نظام اشتراكی رائج بود. مردم بلتستان زندگی اجتماعی خوبی داشتند. در هر منطقه یك نظام اجتماعی رائج بود. و در هر محله عبادت خانه و یك محل خاص بنام هلچنگره بود كه در آن مردم در اوقات فراغت جمع می شدند. و تنازعات و اختلافات خود را در این محل حل و فصل می كردند. مردم دركارها به یك دیگر كمك می كردند.و كارها را با هم انجام می دادند. بخاطر كمبود آب در منطقه برای آبیاری به زمین ها یك نظام خاص داشتند و هیچ وقت دعوایی پیش نمی آمد. خانه‌های قدیمی در بلتستان عموما دارای سقف‌های كوتاه بود كه علتش سرمای شدید در این منطقه است. نشیمنهای زمستانی و تابستانی خانه‌ها جدا بود. عموما در خانه‌ها حمام وجود نداشت و در كنار چشمه‌ها و رودخانه‌ها حمام‌های عمومی می ساختند. مراسم‌ مختلف در فصل‌های مختلف برگزار می شد . از جملة آنها نوروز ستروب لا، اونگ دق، برق بب، نورپهب و كهاستون معروف است. موسیقی و ترانه‌های محلی هم در این منطقه زیاد است. در مراسم‌ گوناگون این موسیقی ها می سرودند و غزل‌هایی به زبان بلتی هم می سرودند. در بین آنها میندوق هلتنمو معروف است. مردم بلتستان نوروز نخستین روز سال شمسی را مانند ایرانیها جشن می گیرند، در گذشته عید نوروز رونق بیشتری داشت و بزرگترین جشن ملی بشمار می رفت ولی در حال حاضر از اهمیت آن تا حدی كاشته شده است با وجود آن در این روز مراسم‌های زیادی برگزار می شود، به بچه‌ها عیدی داده می‌شود. در ورزشگاه مركزی شهر كه در زبان محلی شغرن گفته می‌شود مردم جمع می‌شوند و مسابقه چوگان (پولو)، فوتبال، والیبال تیراندازی، هاكی و بازی‌های محلی دیگر برگزار می‌شود. مردم در این روز لباس نو می پوشند. در بلتستان در شب‌های زمستان گفتن داستان‌های قدیمی رائج است. و برای ای كار مردم دور هم جمع می‌شوند و از كسی كه داستان می گوید به خانه دعوت می كنند و از او پذیرائی می كند و او داستان می گوید. در این داستان‌ها داستان هله‌فو(خدای كوچك) كیسر خیلی معروف است. این داستان 12 یلداخ (باب) دارد. [1] - قراقرم هندوكش ص321 [2] - سدپاره سال دوم  ص 711 [3] - محمد بن احمد،ابوریحان بیرونی،پیشین،ص79



طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 تیر 1389 توسط irshad hussain
  بعداز تسخیر بلتستان وزیر زوآورسینگ برای حمله به تبت برنامه ریزی نمود. و حاكمان بلتستان نیز در این حمله به او كمك كردند. از بلتستان و لداخ یك لشكر پنج هزار نفره آماده شد، وی با لشكر خود در سال 1841‌م به تبت حمله كرد و تمام تبت را فتح نمود. بعد از هفت ماه تبتی‌ها با یك لشكر عظیم به لشكر دوگره حمله كردند. جنگ سختی درگرفت. و بیشتر سپاهیان لشكر دوگره كشته شدند. در این جنگ وزیر زوآورسینگ نیز كشته شد. بعد از كشته شدن او لشكرش از هم پاشید و بازماندگان لشكر فرار كردند. تبتی‌ها آنها را تعقیب نمودند و بسیاری را كشتند. از شش هزار نفر فقط یك هزار نفر زنده ماندند. و بالاخره 700 نفر آنها نیز اسیر شدند. و فقط 300 نفر توانستند فرار كنند. و آنها نیز بخاطر سرما مریض شدند.[1]  شكست لشكر دوگره در تبت موجب تقویت روحیة لداخی‌ها و بلتی‌ها شد. اگرچه راجه احمد شاه به دست تبتی‌ها اسیر شد. ولی بخاطر هدف مشترك باهم دوست شدند و او آزاد شد. همچنین برای آزادی لداخ و بلتستان برنامه ریزی كردند. و یول سترونگ كریم برای آماده سازی مبارزه به بلتستان اعزام شد. یول سترونگ كریم در بلتستان همراه راجه حیدر خان و كاظم بیگ رئیس سكردو با حكومت دوگره مبارزه را شروع كردند. و حاكمان محلی نیز با آنها همكاری كردند. چنانچه راجه حیدر خان حریف خودش سلیمان خان حاكم شگر و محمد شاه پسر احمد شاه را دستگیر نموده و زندانی كرد. بهگوان سینگ والی دوگره و لشكر او نیز در شگر زندانی شدند. و بلتستان از دست دوگره آزاد شد. وقتی این خبر به گلاب سینگ حاكم جمون رسید او دیوان هری سینگ را با یك لشكر به لداخ فرستاد. و وزیر لكهپت حاكم كشتوار را برای باز پس گیری بلتستان با یك لشكر بزرگ فرستاد. در سكردو راجه حیدر خان برای مقابله با وزیر لكهپت آماده شده و راه‌های ورود به بلتستان را بسته بود. راجه علی شیر خان حاكم كهرمنگ كه در حمله اول دوگره به بلتستان نیز به وزیر زورآور سینگ كمك كرده بود‌. دوباره برای ارائة خدمات به دوگره عازم كرگل شده و به لشكر وزیر لكهپت ملحق شد. او آنها را راهنمائی ‌كرد و چون راجه حیدر خان راه‌های اصلی را بسته بود. علی شیر خان لشكر دوگره را از راه شنگهو‌شگر(گلتری) بعد از عبور از رودخانة  دراس به دیوسائی آورد. و از راه درة حسین آباد وارد سكردو شد. تا ورود لشكر وزیر لكهپت به سكردو هیچ كس از حمله سیكها خبر نداشت. بخاطر ورود ناگهانی لشكر دوگره به سكردو راجه حیدر خان داخل قلعه كهرفوچو متحصن شد  و درب قلعه را بست و لشكر دوگره قلعه را محاصره كردند. بعد از چند روز علی شیر خان و محمد شاه با نگهبانان درب قلعه سازش كردند و در تاریكی شب وارد قلعه شده و همه را به قتل رساندند. راجه حیدر خان به همراه چند نفر در تاریكی شب فرار كرده و به شگر رفت، سپس به طرف یارقند فرار نمود، وقتی به درة تهلی رسید راجه دولت علی خان حاكم خپلو توسط افراد خود، حیدر خان و همراهانش را دستگیر كرده نزد وزیر لكهپت آورد. او همه مبارزین را به قتل رساند و حیدر خان را به همراه خودش به جمون برد. و قلعه كهرفوچو را آتش زد. چون كه این قلعه دوبار برای آنها مشكل ساز شده بود. و می توانست دوباره مشكل پیدا كند، در این آتش سوزی به جز مسجد تمام بخشهای قلعه سوخت. طبق گفته محققین در این آتش سوزی كاخ هفت طبقة حاكمان سكردو نیز سوخت. و كتابهای گرانبها و اشیای قیمتی فراوان دیگری نیز از بین رفت. در سال 1947‌م پس از تقسیم شبه قاره مردم گلگت و بلتستان كه سالهای مدید طعم تلخ استبداد خانوادة دوگره را چشیده بودند به چاره اندیشی برای نجات از ستمگریهای آنها پرداختند چون تمام مردم این منطقه مسلمان بودند. ولی هنگام تقسیم، مسئولین دوگره كه هندو بودند تحت یك سازش سلاحها حتی كاردهای آشپزی را از مردم جمع آوری نمودند. در تاریخ 13‌‌ اكتبر1947‌م گلگت بعد از جتگی سخت میان مبارزین مسلمان و ارتش دوگره آزاد شد. وقتی این خبر به بلتستان رسید مبارزین بلتستان با مبارزین گلگت رابطه برقرار نمودند. گلگتی‌ها در ژانویه 1948‌م به طرف بلتستان حركت كردند. مردم روندو با مبارزه ارتش دوگره را از منطقه خود بیرون كردند. در این شرایط هر روز بر تعداد ارتش دوگره در سكردو اضافه می‌شد. و لشكر به لشكر ارتش های دوگره بطرف سكرود می آورد. در 11‌فوریه 1948‌م مجاهدین به پایگاه ارتش دوگره در سكردو حمله كرده و آنرا به محاصره درآوردند. برای كمك به ارتش دوگره به فرماندهی سرتیپ فقیر سینگ یك لشكر بزرگ به بلتستان فرستاده شد. وقتی این خبر به مبارزان رسید در خارج شهر سكردو در كنار یك تنگه كه از آن فقط یك نفر می توانست رد شود؛ جمع شدند و منتظر آنها ماندند. وقتی آنها به این محل رسیدند مبارزان از سه طرف به آنها حمله كردند در نتیجه تعدادی زیادی كشته شدند و فقیر سینگ و تعدادی از افراد لشكرش توانستند فرار كنند. در این جنگ غنائم زیادی از جمله سلاح‌های پیشرفته ارتش دوگره بدست مبارزان افتاد كه در جنگ بعدی در شهر سكردو از آنها استفاده نمودند چون مبارزین سلاحهای خیلی قدیمی داشتند و لشكر دوگره به سلاح‌های پیشرفته مسلح بودند، این سلاح‌ها قدرت مبارزین را بیشتر كرد. بعد از آن لشكری از راه كهرمنگ به فرماندهی سرهنگ كرنل كرپال سینگ با سلاحهای جدید به سكردو فرستاده شد. مجاهدین از این خبر اطلاع پیدا كردند و برای جلوگیری از این اقدام دسته‌ای از مجاهدین را به سوی پركوته فرستادند كه  در این منطقه با ارتش دوگره حدود چهل روز به نبرد پرداختند. در این جنگ با وجودی كه تعداد ارتش دوگروه 1200 نفر بود و مجهز به سلاح های جدید بودند و در مقابل مجاهدین فقط 250 نفر بودند و از سلاح های قدیمی استفاده می كردند مجاهدین موفق شدند عده‌ی زیادی از سپاه كرپال سینگ را از بین ببرند و بقیه فرار كردند. در این جنگ نیز مجاهدین سلاح‌های زیادی به دست آوردند. در سكردو مجاهدین هر روز محاصره را بر دوگره‌ها تنگ‌تر كردند و چون ارتش دوگره نتوانست به كمك محاصره شدگان بیاید توسط هواپیما در شهر سكردو مواضع مبارزین را بمباران كردند. و بالآخره ارتش محصور دوگره به رهبری سرهنگ تهاپا مجبور به تسلیم شد. آخرین نبرد بین ارتش دوگره و مبارزین آزادی بخش در منطقه پل كهرمنگ در گرفت، در این جنگ مبارزین رودخانة سند در تهنگ و غندوس مستقر بودند به سوی لشكر دوگره در آنطرف رودخانه آتش گشودند، تعدادی زیادی از دوگره‌ها كشته شد و بعضی‌ها از راه كوه‌ها فرار كردند، بدین ترتیب به سلطة دوگره‌ها در بلتستان خاتمه یافت و در تاریخ 14‌ اگوست 1948‌م بعد از یكسال از آزادی پاكستان بلتستان آزاد شد. بعد از آزادی بلتستان مجاهدین به طرف كشمیر حركت كردند و تا كرگل و لداخ رسیدند و ارتش دوگره را شكست دادند كه در اول ژانویه 1949‌م آتش بس بین پاكستان و هندوستان اعلام شد كه در نتیجه آن كشمیر بین هند و پاكستان تقسیم شد. و مردم بلتستان خودشان را به پاكستان ملحق نمودند ولی متاسفانه تاكنون از حقوق اساسی شهروندی در این كشور برخوردار نیستند. كه در آخر فصل به آن می پردازیم. اگر فداكاری و شجاعت مجاهدین را بنویسم خودش یك كتاب مستقل می شود كه اینجا جایش نیست. در آن زمان از طرف پاكستان نیز كمك زیادی نشد. چون درمیان پاكستان و بلتستان جاده نداشت. و از طریق هوائی نیز بعلت وجود كوه‌های مرتفع و شرایط جوی نمی‌توانستند كمكی بكنند. مردم منطقه  با سلاح های قدیمی توانستند در مقابل ارتش تربیت یافته و سلاح‌های جدید مقاومت كنند و ارتش دوگره را از منطقه اخراج بكنند.   [1] - یوسف حسین آبادی پیشین ص 179



طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 تیر 1389 توسط irshad hussain
  حكومت دوگره در بلتستان از سال 1840‌م تا 1948‌م حدود 108‌ سال طول كشید. در این 108‌ سال چهار حاكم سیك‌ مهاراجه گلاب‌ سینگ، رنبیر سینگ، پرتاب سینگ و هری سینگ حكمرانی كردند. بعد از فتح بلتستان اولین والی دوگره در بلتستان بهگوان سینگ بود. بعد از او افراد مختلفی حكومت منطقه را به دست گرفتند. آنها حاكمان محلی را تضعیف نمودند. و مالیات را خودشان از مردم مستقیما جمع آوری می كردند.  سیكها در زمان حكومتشان در بلتستان كارهای  عمرانی و امور رفاهی بسیاری انجام دادند. از جمله ساختن مسافر خانه ها و آبادكردن باغات و آوردن درختان میوه از كشمیر. مولوی حشمت الله خان نیز از جمله والیان دوگره در بلتستان بود. او در زمان تصدی حكومت خود تاریخ جمون را نوشت. و تاریخ بلتستان را جمع آوری كرد و این كتاب اولین كتاب دربارة تاریخ بلتستان بود. طبق نوشته تاریخ بلتستان در زمان حكومت حاكمان محلی مالیات نقدا دریافت نمی شد و فقط به صورت جنس پذیرفته می شد ولی در زمان دوگره مالیات نقدی هم دریافت میشد. در این زمان در آمد مردم فقط از طریق كشاورزی بود و همه افراد خانه به كار مشغول بودند ولی باز هم برای تامین هزینه‌های زندگی كافی نبود، لذا مالیات حكام محلی برای مردم سرسام آور بود و بعد از نقدی شدن مالیات مشكلات مردم افزایش یافت. به همین دلیل هزاران نفر از این منطقه به مناطق مختلف شبه قاره از جمله شمله، مسوری، كشمیر، و سایر مناطق هندوستان، و حتی یارقند و كاشغر مهاجرت كردند كه بسیاری از آنان تاكنون در این مناطق زندگی میكنند.



طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 تیر 1389 توسط irshad hussain
  چنانچه قبلا گذشت سیك‌ها در پنجاب حكومت مستقلی تأسیس نموده بودند و مناطق كشمیر تا ملتان را تحت تسلط خود در آورده بودند. در سال 1823‌م گلاب‌سینگ حاكم جمون شد. و او می دانست كه حكومت سیك‌ها در پنجاب دوام نمی آورد، به همین خاطر او درجمون و كشمیر حكومت مستقل خانوادة دوگره را بنیان گذاری نمود. او مناطق اطراف كشمیر تا حوالی تبت را فتح نمود . و در سال 1835‌م به لداخ حمله كرد و لداخ را نیز جزء قلمرو دولت خود قرار دارد. در سال 1837‌م مردم لداخ از وی سرپیچی نمودند لذا وزیر زورآورسینگ دوباره به لداخ حمله كرد. در دوران حمله لداخ چنانچه گذشت پسر احمد شاه مقپون محمد شاه از سكردو فرار كرده و پیش وزیر زورآورسینگ آمده بود. و از طرف دیگر حاكم كهرمنگ راجه علی شیر خان از دست احمد شاه ناراحت بود بطور مخفیانه با زورآورسینگ روابط برقرار نموده و او را برای حمله به بلتستان دعوت نمود و در ازای آن قول داد تا در حمله بلتستان به او كمك كند. راجه احمد شاه پسرش را از لداخ دستگیر كرده به سكردو آورد. از این كار او وزیر زورآورسینگ و گلاب‌سینگ ناراحت شدند. و این یك بهانه برای حمله به بلتستان شد. و آمادگی برای حمله به بلتستان شروع شد. وقتی خبر حمله به احمد شاه رسید او برای دفاع یك لشكر از خپلو به رهبری یول سترونگ كریم به طرف چهوربت فرستاد و یك لشكر بزرگ را از سكردو به رهبری دو برادر وزیر غلام حسن و وزیر غلام حسین بروپا به مرزهای كهرمنگ فرستاد تا جلوی حمله دوگره ها را در مرز بگیرد. وزیر زوآورسینگ از لیه به هنو رسید. و یك لشكر دیگر از لداخ جمع كرد و به فرماندهی مدین شاه به طرف چهوربت فرستاد. و خود با لشكر خودش به طرف كهرمنگ حركت كرد. در منطقة تهموخون[1] كهرمنگ جنگ سختی میان دو طرف درگرفت. در مرحله اول لشكر دوگره از بلتی ها شكست خورد ولی به خاطر كمك راجه علی شیر خان (حاكم كهرمنگ) به لشكر دوگره آنها توانستند وزیر غلام حسن را به قتل برسانند. حاكم كهرمنگ حدودا‍ یك هزار نفر را بظاهر برای كمك به احمد شاه فرستاد. ولی به آنها گفته بود وقتی جنگ شروع شود از لشكر بلتی جدا شوند. و به زورآورسینگ كمك كنند و این امر به اطلاع زورآور سینگ رسیده بود. زورآور سینگ به لشكر خودش گفت كه افراد علی شیر خان درمیان لشكر بلتی‌ها علائم مخصوصی دارند لذا آنها را نكشند، چنانچه وقت جنگ لشكر كهرمنگ از لشكر بلتی‌ها جدا شد. این امر یك ضربة شدیدی به لشكر سكردو وارد كرد. و آنها جنگ برده را باختند و فرار كردند. لشكر وزیر زورآورسینگ نیز در تعقیب آنها به طرف سكردو حركت كرد. وقتی آنها به گول رسیدند راجگان خپلو كریس و طولتی نیز با لشكر خودشان پیش وزیر زورآورسینگ آمد و اطاعت او را قبول كرد. و به همراه او بطرف سكردو حركت كرد. وقتی وزیر زورآورسینگ به سكردو رسید فرمانروای سكردو راجه احمد شاه مقپون در قلعه كهرفوچو محصور شده بود. طبق نوشتة كننگهم و فرنیكی قلعه كهرفوچو تا دوازده روز محصور بود و بعد از آن بعلت كمی آب حاكم سكردو نتوانست مقاومت كند و مجبور به تسلیم شد.[2] ولی حشمت الله خان مدت محاصره را پانزده روز گفته و می‌نوسید: بعد از پانزده روز محاصره هیچ اثری از شكست دیده نشد. وزیر زورآور سینگ و علی شیر خان و مدین شاه برای چاره جویی به فكر افتادند. و علی شیر خان به راجه احمد شاه قول داد كه اگر تسلیم شود هیچ آزاری به او نخواهد رسید فقط او به وزیر سلام بكند. او نیز به علی شیر خان اعتماد نمود و از قلعه خارج شده برای سلام به خدمت وزیر زورآورسینگ رفت. سپاهیان او را دستگیر نمودند و وزیر زورآورسنگ سكردو را فتح نمود.[3] تمام حاكمان بلتستان به جز حاكم روندو تحت فرمان وزیر زورآورسینگ قرار گرفته بودند. وزیر زورآورسینگ مدین شاه را با تعدادی از لشكریانش به استور فرستاد و بعد از بیست روز محاصره قلعه استور فتح شد. وزیر راجه احمد شاه را اسیر نموده و به همراه خودش به جمون برد. و پسرش محمد شاه را به حكومت سكردو نشاند. در ژانوبه 1840‌م بلتستان بطور كامل تحت تسلط دولت دوگره جمون در آمد. [1] - Thamo Khon [2] - یوسف حسین آبادی پیشین ص 173 [3] - حشمت الله خان پیشین ص 344



طبقه بندی: تاریخ بلتستان، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3  

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو